تبليغاتX

                                                     

                                                                        از این پس میتونید با این آدرس هاهم وارد این وبلاگ بشید

www.clip-pic-news-4you.coo.ir

www.nima-clip.sub.ir

www.nima-bia2.sub.ir

www.iranema.sub.ir

www.nima-karaj-1386.blogfa.com

www.nima-karaj-1386.blogfa.ir

کلیپ عکس شعر موزیک خبر طالع بینی سرگرمی
کلیپ عکس شعر موزیک خبر طالع بینی سرگرمی
templates for Your weblog List of Iranian Top weblogs
بیوگرافی رضا صادقی

بیوگرافی رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند

در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود

در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت

بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد

علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت

البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست

در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا صعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد

سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او - لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است

آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند

حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش.ط

در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.ز

در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.ی

و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان ""پیرهن مشکی""به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.ط

رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان""دیگه نمی تونم ""را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.ط



رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد



چرا مشکي رنگ عشقه ؟ از زبان رضا صادقی

وقتي توي خيابون و اين ور اونور هستم هر کي بهم ميرسه ازم اول ميپرسه چرا مشکي رنگه عشقه؟

همه ميپرسن از من چرا مشکي رنگ عشقه؟

اصلا کيو ديدي که رنگ عشق مشکي گذا شته؟

يا ميپرسن چي شد که مشکي پوش شدي؟ اکثرا فکرميکنن که من يه نامزدي داشتم که فوت کرد و من مشکي پوش شدم !!!

همه ميپرسن که توي تصادفت که نامزدت فوت کرد پاتم آسيب ديد؟
!!!!

بايد در جواب بگم که اگه بيت اول پيرهن مشکي رو خوب گوش کرده بودين ميگم
:

پيرهن مشکي من از غم نيست


من اصلا تا حالا نامزدي نداشتم که حالا فوت هم کرده باشه( براي همين حرفاي نگفته ي من کم نيست) . پيرهن مشکي واسه ما مشکي پوشا يه اعتقاد مقدسه .

اولين چيزي که باعث شد مشکي رنگ عشق بشه صداقت خانه ي کعبه است که با رنگ مشکي پوشيده شده و چون خداوند مظهر همه ي خوبي ها و عشق مطلق است پس مشکي رنگه عشقه مثل چشماي مهربون مادرم که نوکرشم
.

مشکي يه رنگ ساده است که گول رنگاي ديگرو خورده ( البته تو ادبيات من) و به رنگ پليدي تشبيه شده
.

خداوند ميفرمايند:و شب را مايه ي آرامش قرار داديم . رنگ شب مشکيه پس خداوند هم مشکي رو قبول دارن و مايه ي آرامش قرار دادن تا شب با اون رنگ

معني پيدا کنه .

هيچ کسي دليل قانع کننده اي نداره که بگه مشکي رنگ پليديه بلکه اگه مشکي رنگ پليدي بود هيچ قرآني رو با رنگ مشکي نمينوشتند شب به احترام رنگ مشکي همه چيز رو ساکت ميکنه و با رنگ مشکي ما ارامش ميگيريم پس نميتونه رنگ پليدي باشه





مشكي پوش مثل سنگه با غصه هاش مي جنگه


مي جنگه تا هميشه قصه تموم نمي شه

با تشکر از سایت طرف داران سلطان مشکی  :  ttp://meshkipoosh.ir 

لینک نوشته

كفش هايم كو
چه كسي بود صدا زد : سهراب ؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
و منوچهر و پروانه و شايد همه مردم شهر
شب خرداد به آرامي يك مرثيه از روي سر ثانيه ها مي گذرد
ونسيمي خنك از حاشيه سبز پتو خواب مرا مي روبد
بوي هجرت مي آيد
بالش من پر آواز پر چلچله ها ست
صبح خواهد شد
و به اين كاسه آب
آسمان هجرت خواهد كرد
بايد امشب بروم
من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم
حرفي از جنس زمان نشنيدم
هيچ چشمي عاشقانه به زمين خيره نبود
كسي از ديدن يك باغچه مجذوب نشد
هيچ كس زاغچه اي را سر يك مزرعه جدي نگرفت
من به اندازه يك ابر دلم ميگيرد
وقتي از پنجره مي بينم حوري
دختر بالغ همسايه
پاي كميابترين نارون روي زمين
فقه مي خواند
چيزهايي هم هست لحظه هايي پر اوج
مثلا شاعره اي را ديدم
آنچنان محو تماشاي فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
و شبي از شب ها
مردي از من پرسيد
تا طلوع انگور چند ساعت راه است ؟
بايد امشب بروم
بايد امشب چمداني را
كه به اندازه پيراهن تنهايي من جا دارد بردارم
و به سمتي بروم
كه درختان حماسي پيداست
رو به آن وسعت بي واژه كه همواره مرا مي خواند
يك نفر باز صدا زد : سهراب
كفش هايم كو؟


چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم
ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم
مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم
به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم
نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم
نفسی فوق طباقم نفسی شام و عراقم نفسی غرق فراقم نفسی راز تو رندم
نفسی همره ماهم نفسی مست الهم نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم
نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم نفسی زین دو برونم که بر آن بام بلندم
بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون که من از سلسله جستم وتد هوش بکندم
به خدا که نگریزی قدح مهر نریزی چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به پندم
هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم
بده آن باده جانی ز خرابات معانی که بدان ارزد چاکر که از آن باده دهندم
بپران ناطق جان را تو از این منطق رسمی که نمی‌یابد میدان بگو حرف سمندم

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو موضوعی
روشني من گل آب

آرشیو وبلاگ
86/06/22 - 86/06/31
86/06/05 - 86/06/21
86/06/08 - 86/06/14
86/05/22 - 86/05/31
86/05/05 - 86/05/21
86/05/08 - 86/05/14
86/05/01 - 86/05/07
86/04/22 - 86/04/31
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/04/01 - 86/04/31

پیوندها
shad23
اکنکار... کاوه
سفرروح ...
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
:: طراح قالب ::

پیوندهای روزانه
آرشیو عکس های باهال
آرشیو پیوندهای روزانه

  RSS  
پرشین وبلاگ

نظرتون راجب این وبلاگ چیه؟

به علت زیاد بودن پست حتمآ به آرشیو سری بزنید

در این وبلاگ با رادیو فردا همراه باشید

                                                                     اینجا کلیک کن واگه خوب بود نظر بده